در پاسخ به یک دوست
دوست عزیزم سید طاهر
آغا با فرستادن ایمیل مهربانانه ء بر من
منت گذاشته و پس از لطف و محبت بیکران وبلاگم را ستوده و مطالبش را پسندیده اند که
بدینوسیله از جناب شان سپاسگذاری میکنم .
درضمن ایشان بر به اصطلاح"خاطراتم"
زیاد ترین مکث داشته اند و در
پایان نامه شان با شگفتی پرسیده اند که: چرا خاطراتم آغاز خیلی جالب ولی با
پایانی گنگ که در هاله ء از ابهام غرق است همراه میباشد؟
آغا صاحب همچنان از من خواسته اند که چکامه را
که در نوروز 1368 در دانشگاه
"زندان" اسلامی سده سروده بودم همراه
با خاطراتش نشر کنم. چون ایشان خود صاحب آن خاطره هستند! و ...
خدمت دوست عزیزم جناب
آغا صاحب پس از ادای ارادت بعرض میرسانم اینکه:
خاطره نویسی یا اتو بیوگرافی یکی از کهن ترین صور ادبی است که
در اروپا پس از عصر روشنگری بویژه دوران رنسانس بشگوفایی رسیده
نوستالژی
حس و خاطره ی پرتناقضی است. در واقع غم از دست دادن چیزی را با شادی ناشی از تصور
ماندگاری آن چیز در درون ما، می آمیزد و به این ترتیب معجونی ایجاد می کند که در
آن غم و شادی از هم قابل تمیز و تشخیص نیستند. نوستالژی غالبا در حوزه ی روانشناسی
فردی به کار می رود
نوستالژی حس و خاطره ی پرتناقضی است. در واقع غم از دست دادن چیزی را با شادی ناشی از تصور ماندگاری آن چیز در درون ما، می آمیزد و به این ترتیب معجونی ایجاد می کند که در آن غم و شادی از هم قابل تمیز و تشخیص نیستند. نوستالژی غالبا در حوزه ی روانشناسی فردی به کار می رود
در کشور خود ما - تاریخ احمد شاهی, واقعات شاه شجاع,
تاج التواریخ منصوب به عبدالرحمن خان, سراج التواریخ ملا فیض محمد کاتب و گلشن
امارات تالیف ملا نورمحمد نوری, بیش از اینکه
تاریخ بحساب آیند نمونه های بارزئ از
خاطره نویسی هستند ! که حتا پیش از دوران رنسانس در طیف وسیعی در جامعه ما و در کل
در تمام خاور زمین رائج بوده است! اما آنچه را من تا اکنون در وبلاگم بروز داده ام
و از نظر آغا صاحب گذشته است به یقین کامل
خاطره نویسی نیست بلکه نوعی از نوستالوژیک و یا هم سرگردانی قلم میباشد! و این دو
تا با هم اندکی فرق دارد!طوریکه:
نوستالوژی را نمیتوان تمام و کمال
خاطره دانست در نوستالوژی معمولآ "کسی یا چیزی" باعث میگردد تا با
دلتنگی شدید سراغ آنعده از خاطرات که ایجادگر احساس درونیست رفت! این رفتن گاهی تا اوج آسمانها و گاهی هم تا قعر زمین توام با صعود و سقوط
همراه است! طوریکه بمجرد برخورد با آن "کس یا چیز" بلافاصله احساس چون " عشق یا نفرت, محبت یا حسرت, پیروزی یا شکست! "
در وجود آدم بیدار میشود و بلافاصله انسان
را به گذشته بر میگرداند که رفته رفته این
صحنه های تروماتیک گونه سبب ایجاد عقده و بغض گلوگیر میگردد! تجربه به اثبات رسانیده که این
بغض را فقط میتوان با نوشتن , سرودن و گاهی
هم با آواز خوانی و موسیقی ترکانیده و بدینوسیله میشود خود را موقتآ خالی کرد!
نوستالژی nostalgia از دو کلمه یونانی nostos به معنی بازگشت به خانه و algia بمعنی "درد" است.ساخته شده است. نوستالژی nostalgia را میتوان به طور خلاصه
یک احساس درونی تلخ یا بهتر بگویم
"برگشت به درد " ، تعریف کرد. معنی دیگر نوستالژی دلتنگی شدید برای"
زادگاه و یا کسی "نیز میباشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر