اشتباه باوجود تجربه
پشت میز نان چاشت، روبرویم نشست. اما انگار که اصلا اشتها نداشت!با افکار پریشان منتظر چیزی یا کسی بود. در این اثنا تیلفونش به صدا در آمد! به عجله بلی گفت: درحالیکه رنگش مرتب سرخ میشد لحظۀ گوش داد؛ و سپس با عصبانیت گفت: کجاست او معلم گوساله ات؟ نگفتم!؟ چُپ لوده! یکبار اشتباه! دوبار اشتباه! تکرار اشتباه خری گریس! آخر همی روتوند( چهار راه) ره دیروز سرت کار نکدم. برو بر پدرت که مه باشم لعنت؟ تیلفون را قطع و شروع به خوردن غذایش با عصبانیت تمام کرد.
از لای این مکالمه یکطرفه فهمیدم که پسر یا دخترش امتحان دریوری داشته و ناکام شده است.میخواستم با احتیاط سر صحبت را باز کنم که دفعتا دستش را روی دهانش گذاشته و گفت واخ!! پرسیدم چه شد؟ با دهان پر گفت: زبانم را جویدم! واخ!از دست ای پدر لعنت!
با جدیت ولی در قالب شوخی برایش گفتم:اینمی خائیدن زبان موقع غذا خوردن مثال خوبی نیست از اینکه چطور با داشتن سالها تجربه در جویدن، بازهم امکان اشتباه وجود دارد؟ در حالیکه مظلومانه سویم میدید علاوه کردم: ببین بیدری! بعضی آدمها، معنی گپ های شانرا میدانند، اما مفهوم ضربۀ حتا حرفهای دلسوزانۀ شانرا هرگز نمیدانند و اینجاست که بعضی حرفها بطور ناخواسته دل طرف مقابل را میشکند و تو چنین کردی!از نظر من توتۀ تیز شکستۀ دل برادر زاده، زبانت را نشانه گرفت!
اما بهرصورت خودم 23سال پیش بعد چندبار ناکامی بالاخره کامیاب شدم.میشه انشالله! تشویش نکو!گفت: آخر 5 بار ناکام هر بار در (چهارراه) با ای معلم لعنتی که نمیشناسی
پرسیدم:چند ساله هستی؟ با قهر گفت: ده ای وخت پشت سال و سن من چه میگردی؟ گفتم: مهم اس تا حرفم را به کرسی بنشانم.زیرا آدمیزاد فقط یکسال شیر مادر میمکد بعد با کشیدن نخستین دندان جویدن را تجربه میکند. حالا هر قدر ساله که هستی یکسال را از آن منفی و سپس ضرب 365 روز کن بعدحاصل ضرب را ضرب سه کن که روز سه بار آدم غذا میخورد و سپس فکر کن خودت چرا بعد از اینهمه تجربه باز هم به اشتباه عوض نان زبانت را جویدی!(از فورمل های صدیق افغان نیست.از خودم اس)
با عصبانیت خندید و گفت: خبر داری حالا قیمت یک درس دریوری 70 ایرو است؟
راستش دوست من حق بجانب بود. زیرا"گرفتن اقامت، یادگیری زبان، پیدا کردن شغل و بالاخره گرفتن لایسنس چهار چوغ اساسی برای بافتن فرش زیر پای آدم در این کشورهاست.بدست آوردن هر کدام اینها باوجودحس شيرين، تلخيهای پیدا و پنهان خاص خود را نیز دارا میباشند. درست مثل بادامِ تلخ که گاهی تلخي اش حلق و کامت را چنان ميزند که نمیتوانی تصميم بگيري قورتش دهي يا به بيرون تف اش كني!
نمیدانم چرا باوجود آسایش و آرامش نسبی در این مُلکها، بازهم آدمهای مهاجر مجموعۀ از غمهای روی هم انباشته اند. انگار تار و پود مهاجر این سرزمینها را از غصه بافته اند!
دوران بازنشستگی با پدیدۀ هوش مصنوعی
مقالۀ ئ، بهترست بنویسم کتابی را راجع به هوش مصنوعی خواندم که براساس آن قرار است در 9 سال آینده حدود 440 شغل فعال انسانی زیرین را پدیدۀ بنام هوش مصنوعی جایگزین شود.
1- در سال 2035 قرارست صنوف تمام مکاتب، مدارس و دانشگاه ها در سراسر جهان، از طریق آنلاین بزبان حتا به لهجۀ محلی در خانۀ هر شاگرد دایر شود و وظایفی، استادان، روسا، آمرین، معلمان ، سرمعلمان حتا تحویلدار و چپراسی را هوش مصنوعی به عهده بگیرد. تعمیر های مکاتب، دانشگاه ها و دارالمعلمین ها برای فروشگاه ها و امثالهم به فروش خواهد رسید. لهذا دو وزارت تعلیم و تربیه و تحصیلات عالی به دو وبسایت فارغین و شاملین سالیانه تبدیل خواهد شد.
2-میدیا، رسانه، رادیو تلویزیونها در کل عرصه ژورنالیزم توسط هوش مصنوعی اداره میشوند.
3- سینما از ساختن فلم هنری گرفته تا فلم ها و گزارشهای مستند توسط هوش مصنوعی اجرا میشود. مثلا میخواهی داستان امیرحمزه را فلم بسازی. هوش مصنوعی میتواند نقش فرد فرد آدمهای آن داستان را از کوچک تا بزرگ چنان بدقت بیافریند و نقش بازی کند که حتا ژوبین کاووس به زبان مغلی و استفسانوس بزبان یونانی با امیر به زبان عربی بگویند و بجنگند و مهرنگار و مهر افروز اشعار عاشقانه پارسی بخوانند.
4- در عرصۀ موسیقی! از آهنگساز گرفته تا نوازنده، شاعر، شعر و آوازخوان همه توسط هوش مصنوعی اجرا و ضبط کلیپ صوتی و ویدیویی میگیرد.
5- در عرصۀ حقوق تمام وکلا، قاضی ها و سارنوال ها همه هوش مصنوعی اند. سناتوران و اعضای پارلمان روسای هردو قوه نیز همه هوش مصنوعی اند.
6- تکسی ها را هوش مصنوعی هدایت میکند و تا سال 2045 طیارات و صنعت هوانوردی نیز توسط هوش مصنوعی اداره میگردد. یعنی خوشبختانه فقط چند دوست عزیز که کپتان هستند از قاعده این عنوان مستثنی و ده سال دیگر هم تقاعد نمیکنند.
7- در عرصه طبابت نه تنها تداوی داخله بلکه تمام جراحی ها را هم هوش مصنوعی اجرا میکند
8- در عرصه مذهبی! نقش ملا،مفتی، پاپ، راهب و راهبه، اسقف و سایر ادیان با مدارس مذهبی تمام ادیان توسط هوش مصنوعی اداره و مدیریت میشود.
9- نقش وزارت دفاع را با ساختار جنگ الکترونیک تقریبا هوش مصنوعی به عهده میگیرد.
10- در عرصۀ طراحی و مهندسی: همه وظایف را هوش مصنوعی به عهده میگیرد.
خلاصه پولیس، گمرک، فروشگاه ها، فروشنده ها و تمام مشاغل آدمی را این پدیدۀ نوظهور به عهده خواهد گرفت. تنها شغلی را که در این کتاب نخواندم یا متوجه نشدم شغل خیاطی بود که مطمئنم آنرا هم به زودی همراه با خوانش همان رپ پشتو - گندمه را گندمه - تر سو چه ماکو مات شی! یا زره می هم برباد شی!هوش مصنوعی به عهده خواهد گرفت!سخن کوتاه اینکه هر قدر از واقعیتهای زندگی تکنالوژی نوین فرار کنیم، با ظهور و چیره شدن این پدیده، با همه محاسنش نه تنها رفته رفته آن شور و شوق زندگی در انسان از بین خواهد رفت. بلکه بر اساس پیشبینیهای کارشناسان، یکی از معایب بزرگ و چالشهای این پدیده اینست که مرتب به سوی باهوشتر شدن از سازندگان خود در حرکت است.
هوش مصنوعی مخترع، خالق یا پدر یگانه ندارد. این پدیده محصول تلاش بی وقفه دانشمندان و محققان زیادی در طول سالهای متمادیست ولی جفری هینتون را به عنوان پیشگام و رهبر میشناسند. بنابران هر برنامه مخترع ویژه خود را دارد. تفاوت این برنامه ها با انیمشن های فعلی در اینست که در آن برنامه ها لمیت هوش بازیگران توسط برنامه گزار تعین شده است. اما برای هوش مصنوعی باوجودیکه سرحد خطر داده میشود او خود فاعل مختارست تا تصمیم بگیرد مثلا از فلآن دیوار یا سنگر بگذرد یانه؟ پس اینکار او را به موجود غیر قابل کنترول و چالش زا برای کسیکه خالق اوست تبدیل میکند.این انسانهای خلاق درواقع شبیه خدایان اساطیری هومر فیلسوف یونانی،میباشند که با داشتن شخصیت های کاملاً انسانی؛ عشق میورزند، حسادت میکنند، خشمگین میشوند و در جنگها مستقیماً دخالت میکنند.
البته اگر من کلمه خالق را استفاده میکنم مقصدم ترجمه کلمه کریتر و گاد انگلیسی بمعنی سازنده یا خدا است و این واژه با واژۀ( الله) که ما به آن عقیده داریم فرق میکند.زیرا از نظر ما الله موجودی فاعل، مختار، دارای اراده و صفاتی چون علم و قدرت است. خدایی که جهان را در زمان خلق کرده و با انسان سخن میگوید با خدایان هند و یونان قدیم که تقسیم قدرت بین آنها دموکراسی می آورد و در خاتمه دکتاتوری هم از خداست! فرق دارد. شبیه همین سازنده گان برنامه های هوش مصنوعی که با دادن دموکراسی به مخلوق خود، دکتاتوری از پیش شان رفته!
خلاصه رابطه این هوش با انسان خالق شبیه همان نظریه دوگانگی دکارت در رابطه به تقسیم انسان به جسم و روح که یکی مادی و دیگر ذهنی است میباشد




