"دروازه کنک"
۱۴۰۴ آذر ۱۷, دوشنبه

ارزش آزاده گی

›
آیا آزادی واژۀ بی معنی است؟ نزدیک تقریبا یک ماه است که قصه یی در سرم وَرَم کرده و همۀ ذهنم را تسخیر کرده است. طوریکه به چیز دیگری جز این قصه...
۱۴۰۴ آذر ۱۰, دوشنبه

کتاب خیبر و گردش در کوچه های خیال

›
کتاب میراکبر خیبر خوشبختانه امروز به پایان کتابِ "مجموعۀ نوشته ها، ترجمه ها و نامه های استاد میراکبرخیبر" رسیدم. کتاب را دو هفته ق...
۱۴۰۴ آبان ۲۸, چهارشنبه

یک کتاب خاطره - هرچیز به وقتش

›
هرچیز به زمانش   دوستی را برای چندمین بار هنگام خرید ساعت دستی در ساعت فروشی دیدم و پرسیدم هنوز کلکسیون ساعت هایت تکمیل نشده؟ با لبخندی گفت:...
۱۴۰۴ آبان ۱۰, شنبه

شیپور و سکوت قبرستانی

›
  درسی از آرامگاه برای خاکسپاری عزیزی گذرم به یک قبرستان افتاد. به الواح سنگی مقبره ها که نظر انداختم و با تعمق بیشتر به اسامی و بیوگرافی آد...
۱۴۰۴ مهر ۱۹, شنبه

خواب دوزخ - معنویت و سیاست

›
  خواب دوزخ چندیست خاطره‌ای در ذهنم میان تمام یادها و خاطرات گذشته پیوسته رجز می‌خواند تا نظری به او هم انداخته، نامهٔ سر به مهرش را به دوست...
۱۴۰۴ مهر ۷, دوشنبه

در راه مونتریال /تورنتو

›
  سخنان یک همسفر سالخورده مهر سالخوردگی به صورتش چسپیده بود ولی با هر تکان بس، نقش کهولت هم روی پیشانی اش جابجا و نمایان می‌شد. به دستانش که...
۱ نظر:
۱۴۰۴ شهریور ۸, شنبه

خاکۀ سنگ ذغال

›
تاریخ دقیقش یادم رفته اما پائیز همان سالی بود که داکتر نجیب و حاجی محمد چمکنی هر دو در کابل پاچاهی میکردند. خانۀ ما در باغ بالا جایی که ساکن...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب

آواره ئ هستم که در سراسر این گیتی پهناور نتوانستم دیگدان سیاه کنم

عکس من
shekib hamidi
zoetermeer, zouth holland, Netherlands
مشاهده نمایه کامل من
با پشتیبانی Blogger.