"دروازه کنک"
۱۴۰۳ مرداد ۱۱, پنجشنبه

افغانستان

›
 غز نه هنوز سه روز از رسیدنم به کابل نگذشته بود که دوست و همصنفی عزیزم نصیراحمد جان فیضی، به دیدنم از غزنی به کابل آمدند و سپس مرا با خود به...
۱۴۰۳ تیر ۲۸, پنجشنبه

افغانستان از مرز پنج کینت

›
از شیرخان بندر کندز تا کابل پولیس مرزی بدون هیچ پرسشی پاسپورتم را مهر دخولی زد و از گمرک مرزی خارج شدم. در بازارچه مرز دو دوکان صرافی، یک غر...
۱۴۰۳ تیر ۱۷, یکشنبه

سفر تاجیکستان

›
  ریل دوشنبه از چوکی کنار پنجره ریل، به تماشای آدمهای که در صحن واگزال ایستاده و مسافران شان را بدرقه میکنند مشغولم. گاهی به احساس آنهایی که...
۱۴۰۳ خرداد ۱۶, چهارشنبه

سفرنامه بخارا

›
  بخارا   در حالیکه در واپسین لحظات روشنایی روز خورشید از ابرها پایین‌تر آمده بود، ریل حامل ما موسوم به ریل افراسیاب که از ریل های سریع السی...
۱ نظر:
۱۴۰۳ خرداد ۱۴, دوشنبه

سفرنامه سمرقند و بخارا

›
سمرقند   با صدای مهماندار ریل که می پرسد چای، نسکافی یا نوشیدنی؟ به خود میایم. خدایا! اصلا نمیدانم ریل چه وقت حرکت کرد؟ انگار مغزم از انفجار...
۱ نظر:
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب

آواره ئ هستم که در سراسر این گیتی پهناور نتوانستم دیگدان سیاه کنم

عکس من
shekib hamidi
zoetermeer, zouth holland, Netherlands
مشاهده نمایه کامل من
با پشتیبانی Blogger.